تبليغاتX
به یادت با شقایق همنشینم

به یادت با شقایق همنشینم

تورو بخشیدم به دریا...!!!

خسته دل

در فراز تپه ی خیالهای دور

دستهای کوچک مسیح شعر من

در زلال چشم آبی ات

غسل می کند

در نشیب دشت لوت زلف های تو

بی گمان شبی

هم مسیح شعر من

عروج می کند !...

می پرم ز خواب !

نه کویر , نه سراب

در سرم ولی کسی هوار می زند :

خسته ام از این کویر »

خسته ام از این کویر

خسته ام از این کویر

« دستهای کوچک مرا بگیر

هنوز...

هنوز عاشقم اما نه مثل بعضی ها

شکسته روی دو پاها , نه مثل بعضی ها

هنوز عاشقم اما نمی دهم از کف

غرور عاشقیم را , نه مثل بعضی ها

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم تیر 1389ساعت 16:20  توسط Mohsen-Mina  | 

ساده

 

چقدر ساده مرا جا گذاشتی روزی

و بر وفای من اما گذاشتی روزی

نه ! حرف ماندن و رفتن نبود ای زیبا

توبی بهانه دلت وا گذاشتی روزی

چقدر حرف قشنگی ست دوستت دارم

به روی حرمت آن پا گذاشتی روزی

سه چهار کلمه فقط ؛: متهم شما هستید !

و حکم را به غزلها گذاشتی روزی

سکوت ساده ی من بی جواب ماندن بود ؟!

کجا؟ چگونه , تو آیا گذاشتی روزی

اگر چه زندگیم را ربودی اما باز

تو رد پا به دل ما گذاشتی روزی!

به حرمتی که دلم داشت بر تو بخشیدم

چقدر ساده مرا جا گذاشتی روزی !

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم تیر 1389ساعت 16:15  توسط Mohsen-Mina  | 

« فروغ برفی

طلسم کرده ی جادوی کیست چشمانت

که لحظه لحظه مرا زندگی ست چشمانت

فروغ برفی این شاعر پریشانی

چراغ ,آینه , خورشید , چیست چشمانت؟

فریب و غمزه ی صدها شکوفه در تن توست

شبیه نرگس و آلاله نیست , چشمانت !

شکسته قفل دلم را و مانده ام در این

طلسم کرده ی جادوی کیست چشمانت؛

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم تیر 1389ساعت 16:11  توسط Mohsen-Mina  | 

سنگ قبرم

 

روزی با دسته گل میایی دیدنم . با یک نگاه مهربون . همون نگاهی که سالها ارزو داشتم ولی ازم دریغ میکردی . گریه میکنی و بهم میگی دلت برام تنگ شده ولی من فقط نگاهت میکنم . وقتی میری سنگ قبرم از اشکات خیس میشه

+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 21:52  توسط Mohsen-Mina  | 

آدمك

آدمك ! آخر دنياست بخند

آدمك!مرگ همينجاست بخند

دستخطي كه تو را عاشق كرد

شوخي كاغذي ماست بخند

آدمك! خر نشوي گريه كني

كل دنياااااااا سراب است بخند

آن خدايي كه بزرگش خواندي

به خدا مثل تو تنهاست بخند!

+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 21:31  توسط Mohsen-Mina  | 

قطره های باران را می پرستم؛

قطره های باران را می پرستم؛

هر قطره...

که صدای چکاچکش به روی قطره های پیش...

ترانۀ محبت را ترتیل می کند،

یعنی...

فرشته، هست...

 خدا... هست.

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 21:30  توسط Mohsen-Mina  | 

عشق یک طرفه

عشق یک طرفه

 از کسی پرسیدم :

همین که من عشقم واقعی باشه کافیه ؟

بهم گفت : دوست داری عاشق کسی بشی که عاشقت نیست ؟

گفتم : نه .

گفت : دوست داری کسی رو تو قلبت جا بدی که تو واسش مهم نیستی ؟

گفتم : نه

گفت : دوست داری واسه کسی بمیری که جون تو واسش مهم نیست ؟

گفتم : نه

گفت :

حاضری غرورتو به خاطر کسی بشکنی که ...

توی اغوش کسی باشه که ....

از لب کسی بوسه بگیری که ....

 عشقتو باور نداره ؟

گفتم : نه .

گفت :

پس عشق تو هر چقدر هم واقعی باشه چون یک طرفه هست بازم کافی نیست

+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 21:8  توسط Mohsen-Mina  | 

عاشقت خواهم

عاشقت خواهم ماند بی آنكه بدانی دوستت خواهم داشت بی آن كه بر لب آرم در دل خواهم گفت بی هیچ سخنی گوش خواهم داد بی هیچ اندوهی در آغوشت خواهم گریست بی آن كه حس كنی در تو آب خواهم شد بی هیچ گرمایی كنار آشیانه ی تو آشیانه می كنم و فضای آشیانه را پر از ترانه می كنم می پرسند : به خاطر چه زنده ای؟ و من برای زندگی تو را بهانه می كنم

+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 20:51  توسط Mohsen-Mina  | 

شبی از پشت يك تنهايي نمناك و باراني

شبی از پشت يك تنهايي نمناك و باراني

تو را با لهجه ی گل هاي نيلوفر صدا كردم

تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم

پس از يك جست وجوي نقره اي در كوچه هاي آبي

 احساس تو را از بين گل هايي كه در تنهاييم روييدند

 با حسرت جدا كردم

+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 20:48  توسط Mohsen-Mina  | 

به تقاص چه گناهي

كوچولو، بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران

به تقاص چه گناهي بايد اينجوري بسوزم
واسه ي يه اشتباهي چه اومد به حال و روزم
مگه من چه كرده بودم كه چنين شكسته قلبم
اه از اين خيال چشمات كه منو گرفته از من
رسم اين دوره زمونه شده عاشق كشي اما
بيچاره عاشق خسته كه شده تارك دنيا
حالا باز حرفاي مردم ميشينه توي خيالم
كي ميشه دل بسوزوني تو براي حال زارم
هميشه تو رو تو خوابها توي رويا ها مي بينم
براي يه لحظه ي ناب تو ي آغوشت مي شينم
ولي اين فقط يه خوابه منم و يه دل خسته
به خدا كه چشم به راهتم پشت اين دراي بسته

+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 20:47  توسط Mohsen-Mina  |